تبليغاتX
بچه ها بیایین گپ بزنیم flash suport

آمده دي، و رسانيده به آذر پيغام:
«كه شده فرصتت انگار تمام»
برده از پهن رُخش دست نوازشگر دي، گرد و غبار
بوسه‌اي داده به رسم ديدار،
به اميدي كه شود سال دگر قصة ديدن تكرار


شب يلدا شده و سرو و چمن بيدارند
گذر ثانيه‌ها شعر و سخن مي‌آرند
«ابر و باد و مه و خورشيد» كه عمري است همه در كارند،
شب يلدا چو شده،
حرمتش بيشتر از پيش نگه مي‌دارند:
ابرها، يكسره باران محبت به زمين مي‌بارند
بادها، دانة عشق ابدي مي‌كارند
ماه مي‌بخشد از انبوه سفيديش به رخسار و دل آدمها
و مي‌آيد به تأني خورشيد،
نكند شادي اين شب كم و كوتاه شود

شب يلدا ديري است،
كه پس از آذر هرسال شتابان و روان مي‌آيد
و من و تو گذر عمر، در اين آمدن و رفتن دي مي‌بينيم
در درازيِ چو عمرِ شب يلدا،
شب يلدا كه به ما خنده‌كنان مي‌گويد: «ما اينيم!»

اخوان با شعرش،
معني تازه به يلدا و زمستان و زمان بخشيده
اخوان مي‌ديده،
كه مسيحا به رخ سرخ تو هم خنديده
و زمين دلمرده
و كسي دست به ياري كسي ناورده

اخوان!
شعر زيباي تو را مي‌خوانم
دست بي‌جان تو را، شعر زمستان تو را مي‌فهمم
چه كسي حرف تو را فهميده؟
به مسيحاي جوانمرد قسم، جز من و تو هيچ‌كسي
شب يلدا! دل من تا خود صبحت كرده،
صبر بر پاسخِ آن كهنه‌سلام
ولي افسوس هنوزش مانده،
وصفِ سرما و در و دست و گريبان و سر و سرديِ دندان به‌دوام

 

سالها هرشب و هر روز به امّيد تو ماندم، يلدا!
تا پسند تو شوم،
خاك ره، از روي پيراهن خاكيم تكاندم، يلدا!
دي كه برگشت درِ گوش تو خواندم كه «رسيدم، يلدا!»
ولي از زادگه خويش جوابي نشنيدم، يلدا!
آي يلدا! يلدا!
كي شوي دائمي و بعدِ تو از عمر نماند فردا؟

عاشق عشق هزاران ساله
بر در خانه محبوب
مي‌زند: «تق، تق، تق!»
و به معشوقة خود مي‌گويد:
« باز كن بر رويم اين در كه بسي استاده‌م
من كه سالي است دلم در گروت بنهاده‌م
اين شب ار صبح شود
مردمان اين سر خونين و درت مي‌بينند
همگي مي‌فهمند

بس كه ماندم پس در،
نه سزاوار نگاه تو، نه رويت ديدم،
سر به ديوار و درت كوبيدم
و ز بيماري تو بر در تو جان‌دادم»
دل و جانم به فدات!
بگشا در به رويش
بس كن اين ناز و ادات
بنِگر از سر لطف،
بر دل و جان و وجودي كه نهاده‌ست به پات

شب يلدا، شب تاريكِ نديدن
شب آواز پرنده نشنيدن
ظلماتِ عطش و بي‌كسي و تنهايي
عزلت بي‌خبري، كنج گزيدن
دل از انديشه پرواز بريدن
پاي، از دامن پروانه كشيدن
شب يلدا، شب در فكر فرو رفتن و بيدار شدن
انفكاك من و ما، ماندن من
شب پايان سخن...

 

 


بچه ها موقعی که آجیل شب یلدارو میخورین به یاد منم باشینا وگرنه آقتون میکنم

راستی اگه دعا هم کردین اول مریضارو دعا کنین که شفاشونو زودتر از خدا بگیرن و بعد

زندانیا رو هم دعا کنین که زودتر برگردن پیش خونواده هاشون.

راستی منم دعا کنینا یادتون نره

امیدوارم که کنار خانواده و مامان بزرگای مهربونتون بهتون خوش بگذره و وقتی که قصه میگه خوابتون نره

آجیلا رو جمع کنه بذاره واسه سال دیگه.

خوش باشین

دوست شما

مهدی

بای

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 11:44 |
سلام

تقدیم به تمام دوستای خوبم که در نبودم به یادم بودن.

 

یه کلیپم واسه  تشکر از خوبیهاتون براتون میذارم

http://www.yazgulu.com/Guller/146.swf

 

دوستتون دارم

مهدی

بای

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 10:28 |