تبليغاتX
بچه ها بیایین گپ بزنیم flash suport
داداشمون خیلی فاز گرفته و اصلا حواسش به هیجا نیست.

فعلا بای

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 10:46 |

علی اکبری کلاه بردار بالاخره دستگیر شد

 

با اعلام شكايت بيماران و انجمن متفكران و محققان كشور

 مدعي مشهور انرژي درماني دستگير شد

 

دكتر مدعي انرژي درماني اين بار با حكم بازپرس شعبه هفتم دادسراي ناحيه خارك تهران دستگير شد.
به گزارش ایران -ایران به نقل از روزنامه خراسان، در پي اعلام شكايت و پيگيري انجمن متفكران و محققان كشور، فردي كه مدعي انرژي درماني است با حكم مقام قضايي دادسراي ناحيه 5 تهران بازداشت شد و درحال حاضر تحقيقات از وي آغاز شده است.
گزارش خبرنگار ما حاكي است: اين فرد كه به اتهام كلاهبرداري از بيماران صعب العلاج تحت پيگرد قضايي قرار گرفته و درسال 82 به دستور قاضي شعبه 41 دادگاه عمومي مشهد دستگير و روانه زندان شده بود، درجلسات دادگاه و درحضور خبرنگاران اعتراف كرد كه شعبده باز است.
 


وي كه م. ع نام دارد و مشهور به »دكتر م. ع« مي باشد در پي شكايت تعداد زيادي از بيماران به دستور قاضي معيني دستگير و با صدور قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.

ادامه اين گزارش حاكي است: پرونده اين فرد بعد از گذشت چند ماه به تهران رفت و در آنجا تبرئه شد و به خارج از كشور رفت و با حمايت شبكه هاي ماهواره اي به تبليغ براي انرژي درماني پرداخت. اما از مهرماه امسال شبكه‌هاي ماهواره‌اي در برنامه هاي مختلف ضمن عذرخواهي از ملت ايران اعلام كردند كه ما در مورد اين فرد اشتباه كرده ايم. مجريان اين شبكه ها پس از آن كه درخصوص مدرك تحصيلي وي و همچنين بيماراني كه نزد او رفته بودند استعلام كردند گفتند كه ما متوجه جعلي بودن مدارك او شده ايم . به گزارش خبرنگار ما پس از آن وي با شكايت هاي متعددي از سوي بيماران و انجمن متفكران و محققان كشور مواجه شد تا اين كه روز گذشته خبرگزاري ايسكانيوز اعلام كرد مدعي انرژي درماني كه معروف به م. ع مي باشد درتهران دستگير شده است.
رئيس مركز اطلاع رساني پليس تهران بزرگ نيز روز گذشته اعلام كرد: (م.ع) كه با ادعاي انرژي درماني اقدام به اخذ وجه از مردم مي كرد، به دنبال شكايت چند شاكي كه نتيجه لازم را نگرفته بودند، با دستور مقام قضايي دستگير شد.

رئيس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ افزود: متهم كه تابعيت ايراني و فرانسوي و اصالت ايراني دارد، با راه اندازي چنددفتر در شمال و شمال غرب تهران، ادعاي انرژي درماني كرده و چند سال تحت عنوان »دكتر « از مراجعه كنندگان، وجوهي دريافت كرده بود.گفته مي شود اين متهم كه تنها مدرك ديپلم دارد، در كشور فرانسه نيز اقدام به راه اندازي دفتر انرژي درماني كرده است.
وي گفت: اين فرد با شكايت چند شاكي، دستگير و به معاونت اطلاعات پليس تهران بزرگ منتقل شد.
رئيس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ درباره حضور اين فرد در رسانه ملي جهت ارائه مشاوره نيز به خبرنگار ايسنا گفت: صدا و سيما بايد دقت نظر بيشتري نسبت به معرفي و انتخاب افراد به عنوان كارشناس برنامه داشته باشد.

دفاتر اين فرد درتهران طبق اعلام پليس، تعطيل است.
پليس تهران از افرادي كه شكايتي از نامبرده دارند درخواست كرد براي پيگيري موضوع با مركز فوريت هاي پليسي 110 تماس بگيرند و يا به پليس امنيت تهران بزرگ مراجعه كنند.
رئيس پليس امنيت تهران بزرگ نيز با تاييد خبر دستگيري مدعي مشهور انرژي درماني به خبرنگار ما گفت: اين فرد در پي اعلام شكايت هاي متعدد شهروندان و بيماران در يكي از مناطق تهران دستگير شد.
سردار محمدرضا عليپور افزود: وي كه به تازگي از خارج از كشور به تهران بازگشته درحال جذب مشتري بود كه با دستور مقام قضايي وتوسط ماموران پليس امنيت تهران بزرگ دستگير شد

 

 

فعلا باي

مهدي

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 8:29 |
سلام دوستان

نميدونم كه شما فيلم (دروغ يا راست) خانم زهرا امير ابراهيمي رو ديدين يا نه؟

نامه اي كه ايشون در جواب اين فيلم نوشتن و از خودشون دفاع كردن امروز به دستم رسيد كه ديدم بد نيست شما هم ازش باخبر بشين.

بخونين و تصميم گيري و نتيجه گيري به خودتون.


زهرا اميرابراهيمي بازيگر سينما و تلويزيون در خصوص جريانات پيش آمده اخير كه در طي اين

چند هفته از وي در محافل خبري و مطبوعاتي منتشر شده است ، در نوشته اي نسبت به اين

اتفاقات واكنش نشان داد

متن کامل یادداشت وی که نسخه ای از آن برای  خبرگزاری «انتخاب» و خبرگزاری ایلنا

ارسال شده، عیناً به شرح زیر آمده است :

 

پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.

گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل

اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان

خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.

شايد اين شرح يك تجربه است.

شايد اين يك شكايت است براي زهره شوكت و يا من مسوولي هستم با نام" زهرا اميرابراهيمي"

براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ

حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه.

آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي زهره شوكت از نيمه ماه مبارك رمضان جزو

تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است

، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در

جهت رشد.

همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و

خشونت تبديل شد.

خشونتي كه حتي مي توانيم با دست خودمان زهره شوكت را به خودكشي واداريم و يا اعدام و

شايد هم بدتر...
پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان :

هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ زهرا اميرابراهيمي ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا

تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به

دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و

خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.

كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت

خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند.
نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.

بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد.
جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت

از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.

انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري

نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.

بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما

سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلاً زهره شوكت

، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟

- بني آدم اعضاي يك پيكرند
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً

جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر

روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و

خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه

قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع

كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي

تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم

ثيقل دهم.

و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه ....
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما

● زهرا امير ابراهيمي

نظر شما چيه؟

 

فعلا با اجازه

مهدي

باي

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 11:9 |
وحشتناك ترين عكس و خبري كه تا حالا ديدم اين بوده. نظر شما چيه؟

هيچي ندارم كه بگم. شما چي؟

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 11:5 |
اينم يه سري عكس از سوتي هايي كه توي جنگ اتفاق ميفته.

اين داداشمون احتمالا قزوينيه كه داره خمپاره رو هم سر و ته ميكنه تو.

اينم زنگ تفريح جنگه احتمالا.

فعلا با اجازه

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 11:4 |