تبليغاتX
بچه ها بیایین گپ بزنیم flash suport

دوستان سلام

  • دیروز یه تصادفی با ماشین برام من اتفاق افتاد که فکر میکنم اگه کل ماجرا رو براتون

تعریف کنم بد نباشه و شاید یه چیزایی توی داستان باشه که شاید بعدا به دردتون

بخوره.

اول بگم که خسارت ناشی از تصادف جانی نبود و برای کسی اتفاقی نیفتاد.

صبح ساعت ۷:۳۰ روز سه شنبه ۳/۷/۸۵ اتوبان صیاد شیرازی:

  • خودم: در حال گوش کردن به موزیک (یادم نیست چی گوش میکردم فکر کنم که از سری

آهنگای چاوشی بود)، یه دست رو فرمون و یه دست رو دست دنده، یه کتی افتاده بودم روی

صندلی که یهو چشمتون روز بد نبینه، توی آینه دیدم که یه ۲۰۶ با سرعت داره میاد

طرفم، یه خانوم آرایش کرده پشت فرمون، سر پایین نمی دونم به کجا سرش گرم بود؟

داشت نوارشو (منظورم نوار کاسته نه نوار دیگه) عوض میکرد؟ داشت با کیفش ور میرفت؟

داشت با جای دیگش ور میرفت؟ حالا کاری ندارم وارد جزئیات نمیشم. خلاصه بدون اینکه

بفهمه من توقف کردم و بدون اینکه ترمز بگیره بی انصاف زد به من و خلاصه واستاد. منم که

طبق معمول بیشتر از ۳۰ سانت با ماشین جلوییم فاصله نداشتم، شرمندش شدم و از پشت

زدم به ماشین جلویی.

 

  • خودم: خانوم حواست کجاست؟ تو که تر زدی به ماشین رفت. این ماشین دست نخورده بود تا

حالا. حالا من چیکار کنم؟

  • خانوم: آقا شما ترمز کردین یه دفه.
  • خودم: ببین خانوم اگه اول که اومدم پایین چیزی بهت نگفتم و خودمو کنترل کردم به خاطر

این بود که خانومی و بیشتر از اینا نمیشه از شماها انتظار داشت ولی اگه بخوای بلبل زبونی

کنی و بگی من ترمز کردم اونوقت دیگه یه سری از محدودیتا یادم میره. مث بچه آدم بگو

حواسم نبوده. حالا اتفاقی که برای کسی نیفتاده چرا دروغ میگی؟

  • خانوم: خیلی خب . من حواسم نبود. حالا باید چیکار کنیم؟ من کارت ادارم و گواهینامم

همرامه. میدم بهتون شمارمم میدم عصری تماس بگیرین با شوهرم قرار بذارین تا یه کاری

بکنیم. باشه؟

  • خودم: باشه مدارکتو بده باهات تماس میگیرم.

خلاصه، چشمتون روز بد نبینه. جلوی ماشینم که خورد به ماشین جلویی کاپوتو و چراغو جلو

پنجره و خلاصه یه سری از چیزای شکستنی از بین رفته. حالا از بخت بد من ماشین جلویی

که بهش زدم هم بدون اینکه بیاد پایین و نگاه کنه که چه اتفاقی افتاده گذاشت رفت و من

موندم تنها.

خانوم محترمه هم رفت.

من هم اومدم اداره با کلی اعصاب خورد.

پرده دوم:

حالا با بیمه تماس گرفتم که بپرسم باید چیکار کنم آخه ماشینم بیمه بدنه داره.

  • خودم: الو سلام شرکت بیمه پارسیان؟
  • یه خانوم دیگه احتمالا هم آرایش کرده : بفرمایین. شرکت پارسیان.
  • خودم: خانوم من امروز تصادف کردم ولی ماشینی که من بهش زدم صحنه تصادف رو ترک کرد

من چیکار باید بکنم؟

  • شرکت بیمه: شما باید از رفتنش جلوگیری میکردین. چون بدون کروکی پلیس ما هیچ

پولی به شما پرداخت نمی کنیم.

  • خودم: خب پس تکلیف من چیه که کروکی ندارم؟
  • شرکت بیمه: شما باید بری محل تصادف. یه استشهادیه نامه پرکنی و از اطرافیان امضا

بگیری که شهادت بدن که شما تصادف کردی بعد ...

  • خودم: آخه خانوم محترم وسط اتوبان مگه کسی هست که من ازش امضا بگیرم؟
  • شرکت بیمه: خب به پلیس اون منطقه بگین بیاد و صحنه رو ببینه و کروکی بکشه.

خودم: آخه پلیس که حرف منو باور نمی کنه.

  • شرکت بیمه: خب یه کاری کنین که باور کنه.
  • خودم: آهان از اون نظر میگی. یعنی یه چیزی بهش بدم که...
  • شرکت بیمه: نه خیر من چنین چیزی نگفتم فقط گفتم که صادقانه اگه بگی اون هم باور

میکنه.

  • خودم: ببخشید شما پلیس آشنا ندارین که اگه من صادقانه بگم باور کنه؟ بعد از خجالت شما

هم در میاییم.

  • شرکت بیمه:  گفتی کدوم منطقه؟
  • خودم: اتوبان صیاد شیرازی.
  • شرکت بیمه: این چه حرفیه که میزنی آقا؟ مگه ما این بنگاه وا کردیم؟
  • خودم: خیلی خب ببخشید اگه این راه هم نشه چیکار باید بکنم؟
  • شرکت بیمه: میری محل سکونتت. استشهاد نامه پر میکنی. به امضای اعضای معتمد محل

میرسونی. بعد میبری کلانتری محل. اونجا هم امضا و مهر میکنه. بعد میبری شورای حل

اختلاف محل. اونجا هم مهر و امضا میکنه.  بعد محضریش میکنی یعنی ثبت میکنی و

میاری اینجا تا ما بگیم کارشناسامون ماشینتو ببینن و تعیین خسارت کنن.

  • خودم: ممنون از راهنماییتون. از شرکت لیزینگ نامه ای نمی خوایین؟
  • شرکت بیمه: مگه ماشینتونو لیزینگی خرید کردین؟
  • خودم: بله. مگه میشه که کسی ماشینشو نقدی بخره بعد بیاد توسط شرکت شما بیمش کنه؟

خب میره یه بیمه دیگه مث آسیا، ایران یا دانا.

  • شرکت بیمه: خب حالا که اینجوری شد باید بری شرکت لیزینگ و یه تاییدیه بیاری تا

ما کارتو انجام بدیم.البته اون کارایی رو که اول گفتم باید انجام بدی.

  • خودم: ممنون از لطفتون. خداحافظ
  • شرکت بیمه: تق. بدون خداحافظی.

پرده سوم:

تماس با شرکت لیزینگ ایران خودرو:

  • خودم: الو سلام. شرکت لیزینگ؟
  • لیزینگ: بله بفرمایین.
  • خودم: من میخوام به بیمه مراجعه کنم گفتن که باید بیام از شما تاییدیه بگیرم. مراحلش

چیه؟

  • لیزینگ: اصل و کپی گواهینامه، کارت ماشین، شناسنامه، بیمه بدنه، بیمه شخص ثالث رو

میاری اینجا بعد دفترچه هایی که قسط پرداخت کردی رو هم میاری. باید تا آخرین ماه رو

پرداخت کرده باشی ما جریمه دیرکرد پرداخت قسطاتو محاسبه میکنیم شما باید

پرداخت کنی بعد تاییدیه میدیم بهت.

  • خودم: جریمه دیرکرد روزی چقدره؟
  • لیزینگ: در حدود روزی ۱۵۰ تومان.
  • خودم: درخواست کننده و ضامن من کس دیگس اون هم باید باشه یا نه؟
  • لیزینگ: حتما باید باشه وگرنه ما به شما یا کس دیگه ای تاییدیه نمی دیم.
  • خودم: مرسی. خدانگهدار.

حالا در نظر داشته باشین که حدود ۱ سال و اندیه که من با ضامنم که یکی از آشناهای

نزدیکم هم هست یه مشکلی داریم و با هم حرف نمی زنیم و اون هم منتظر و مترصد یه

همچین موقعیتیه که تمام عقدشو خالی کنه سر من بدبخت.

از طرفی با چیزی که از لیزینگ شنیدم جریمه دیرکرد پرداختهای قسط من چیزی

درحدود ۹۵ هزار تومانه که بدون پرداخت این جریمه تاییدیه به من نمیدن.

پرده چهارم:

توی گاراژ صافکاری و در حال صحبت با صافکار محترم:

  • خودم: اوستا این کاپوتو میتونی بدون رنگ در بیاری یعنی من دیگه رنگش نکنم و فابریک

بمونه؟

  • صافکار: قول نمی دم ولی سعی میکنم.
  • خودم: اگه بخوام کلا هرچی که خسارت دیده عوض کنم چقدر میشه؟
  • صافکار: چراغات هرکدوم ۷۰ هزار تومان. کاپوت بدون رنگ ۱۱۰ هزار تومان و با رنگش در حدود

۲۶۰ هزار تومان. جلو پنجره ۲۰ هزار تومان و اجرت تعویض و بقیه کارها در حدود ۵۰ هزار

تومان.

  • خودم: خب اینجوری که خیلی میشه و من این همه پول ندارم.
  • صافکار: خب مجبور نیستی عوض کنی میتونم برات صافکاری کنم ایشاالله که خوب در بیاد.
  • خودم: باشه دستت درد نکنه. خب دستمزد شما چقدری میشه؟
  • صافکار: حالاتو بیا ماشینو بخوابون ما هم زیاد ازت نمی گیریم.
  • خودم: ممنون ولی میخوام حدودا بدونم چقدر میشه؟
  • صافکار: زیاد نمیشه یه چیزی در حدود ۱۵۰ هزار تومان.
  • خودم: خدا پدرتو بیامرزه. این چیزی نیست؟ خداییش ۱۵۰ هزار تومان چیزی نیست؟
  • صافکار: چرا خیلیه ولی در مقابل این که بخوای همشو تعویض کنی نه والا هیچی نیست

تازه تمام لوازم بدنه ماشینتم فابریک خودش میمونه.

پرده پنجم:

عصر توی خونه نشستم که تلفن زنگ میزنه و خانومیه که صبح از پشت بهم زدهک

  • خانوم: سلام. من شرمندم امروز با شما تصادف کردم. کی بریم بیمه؟
  • خودم: شما یه قراری با من بذارین و بیایین من کارتتونو بهتون بدم و شمارو به خیرو مارو

به سلامت.

  • خانوم: آخه اینجوری که نمیشه من عذاب وجدان دارم. من باعث شدم که شما به ماشین

جلویی بزنین.

  • خودم: ایرادی نداره. همین که قبول دارین که شما مقصر بودین برای من کافیه. آخه شما که

از پشت به من زدین من چون پامو از روی ترمز برداشتم ضربه شما منتقل شد و به ماشین

جلویی خوردم وگرنه اگه ترمز میکردم پشت ماشینم کلا داغون میشد و درست کردن اون

کار حضرت فیله چون دوتیکه و دوبله آهنش.

  • خانوم: پس اجازه بدین من همین جوری یه چیزی بهتون بدم.
  • خودم: خانوم مگه من گدام؟
  • خانوم: نه من جسارت نکردم فقط خواستم که یه کمکی کرده باشم.
  • خودم: ممنون شما زحمت بکشین و بعداز افطار بیایین و کارتاتونو بگیرین. من آدرس

میدم خدمتتون.

پرده ششم:

خانوم با شوهرشون بعد از افطار اومدن تا کارتها رو بگیرن و برن:

  • شوهر خانوم: آقا میشه توضیح بدین اصلا تصادف چجوری اتفاق افتاد؟
  • خودم: مگه خانومتون نگفته؟ همونی که ایشون گفته. من توقف کرده بودم و ایشون از پشت زد

به من.

  • شوهر خانوم: آخه ایشون میگن که شما ترمز کردین؟
  • خودم: نه داداش. من واستاده بودم که عین اجل معلق اومد و زد به من. حالا مشکیله؟ من که

ادعایی ندارم.

  • شوهر خانوم: نه آقا. من ازتون ممنونم. گفتم اگه کاری از دست من بر بیاد در خدمتتون باشم.

خودم: ممنون از لطفتون.

پرده هفتم:

  • این پرده رو خودم با خودم دارم و یه سر صحبتی هم با شما خوانندگان عزیز. با توجه به این

مواردی که من براتون گفتم آخه آدم شکایتشو به کی بگه؟ اگه من بخوام به تمام مراحلی که

براتون تعریف کردم و هفت خوان رستم بود عمل کنم که حداقل باید یه هفته الاف باشم تا

آخر سر هم بیمه ۲۵ درصد فرانشیز از پولی که بهم میدن کم کنن.

شما جای من باشین چیکار میکنین؟

  • فقط میتونم بگم که از این به بعد فقط باید حواسمو بیشتر جمع کنم. همین و بس.

چون اگه بخوام که بگم چرا و چی شد و کی بود و تا کی؟ فکر میکنم که حتی دیگه اجازه غذا

خوردن رو هم نداشته باشم.

ببخشید که حوصله تونو سر بردم.

امیدوارم که همیشه شاد و سربلندو سالم باشین.

دوست شما

مهدی

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 15:22 |
با سلام خدمت دوستان عرض کنم که اگر مشتاق هستید که با کلیه فصول این بحث آشنا بشین میتونین به قسمت آرشیو موضوعی و بخش حقوق بشر مراجعه کنید.

ادامه بحث:

        از همان اولین نشست کمیسیون در ژانویه ۱۹۴۷، ماهیت این اختلاف تا حدی روشن شد. دکتر ریبنیکار، نماینده یوگسلاوی، در تفسیر طرح پیشنهادی اتحادیه آمریکایی کار خاطر نشان کرد ه اوضاع اقتصادی جدید عصر مدرن موجب پیدایش روحیه جمعی تازه ای شده، بدین معنی که آرمان یا هدف اجتماعی آن است که منافع جامعه و فرد همانند باشند. 

        چارلز مالک و دوشیزه سندر که نماینده اتحادیه آمریکایی کار بودند، در برابر گفته های دکتر ریبنیکار به سرعت واکنش نشان دادند. آنان با پافشاری بر این نکته که شیوه نگرش او راهنمای جباریت است از این دیدگاه دفاع کردند که حقوق مدنی و سیاسی در اساس باید فردی باشد. شوروی ها نه قانع شدند و نه دل سرد. آندری ویشنسکی در جریان مباحثه در مجمع عمومی درباره اعلامیه جهانی به این تفاوت بازگشت و گفت و که در نظام شوروی دولت و فرد با یکدیگر هماهنگ هستند و منافع شان بر هم منطبق اند.

        اما در جریان کارهای کمیسیون این تفاوت های فلسفی، تاریخی و سیاسی، شاید کمتر از آنچه انتظار میرفت دشواری ایجاد کردند. نمایندگان شوروی در اغلب موارد به سرعت عوض می شدند، گاهی در نظر خواهی ها به صورت کامل شرکت نمی کردند و معمولا به نظر می رسید که به کار کمیسیون اهمیت چندانی نمی دهند. با این همه آنان اصلاحاتی را در مورد پیش نویس های متعدد اعلامیه پیشنهاد کردند که هم عام و هم خاص بودند. صرف نظر از چند استثنا، تغییراتی که آنان توصیه می کردند، با پاسخ رد اکثریت قاطع اعضای کمیسیون رو به رو می گشت. کوشش های بعدی آنان برای دفاع از پیشنهادهای شان در سومین کمیته و در نشست همگانی مجمع عمومی نیز با همین سرنوشت رو به رو شد.

        هدف اصلاحات پیشنهادی شوروی ها و متحدان شان معمولا تقویت یا پشتیبانی از بر خی اصولی بود که با گزینش ها و نظرگاه های فلسفی، تاریخی و سیاسی خودشان پیوند داشتند. از جمله این موارد هنگامی بود که در پاییز ۱۹۴۸، در جریان مباحثه سومین کمیته درباره پیش نویس کمیسیون نماینده لهستان آقای موجلوسکی با تاکید خواستار شد که اعلامیه اصول زیر را در بر گیرد:

۱- به رسمیت شناختن حقوق سیاسی بی فایده است مگر در صورتیکه حقوق اقتصادی و اجتماعی تضمین شده باشد.

۲- به رسمیت شناختن حقوق باید تابع اجرای وظایف باشد.

۳- حقوق باید برای تمام خلق ها ، از جمله خلق های تحت انقیاد و خلق های سرزمین های غیر مستقل به رسمیت شناخته شود.

۴- پذیرش اعلامیه نباید متضمن هیچ نوع دخالت در اموری باشد که به صلاحیت ملی دولتهای مستقل مربوط می شوند.

۵- آزادی گفتار و بیان نباید به فاشیستها داده شود.

 

        نباید اندیشید که در مورد ضروری بودن حقوق اقتصادی و اجتماعی فقط میان جامعه های مارکسیستی و جامعه های لیبرالی غربی تفاوت وجود داشت. بسیاری از سوسیالیستهای غربی و نمایندگان کشورهایی که بعدها کشورهای جهان سوم خوانده شدند نیز اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل بودند که حقوق اقتصادی و اجتماعی به نحوی در یک اعلامیه گنجانیده شود. بسیاری از آنها اصل فرانکلین روزولت را درباره آزاد سازی نیازها پذیرفته بودند. موضع رسمی ایالات متحد محافظه کارانه بود. براساس این موضع، حقوق اقتصادی و اجتماعی فقط باید در خدمت بیان اهداف و مقاصد باشند، این حقوق آرزویی مطلوب هستند اما به هیچ وجه نباید به مثابه حقوقی در نظر گرفته شوند که تدابیر حکومتی را ضروری می سازند. موضع دولتهای مارکسیستی از همه رادیکال تر بود. آنها حقوق دولتها را دست کم هم سطح حقوق افراد قرار می دادند. در هر حال مساله اهمیت دادن به حقوق اقتصادی و اجتماعی و نیز مساله حقوق و مسئولیتهای دولتها، موضوع مباحث مکرر بسیاری از نمایندگان در کمیسیون حقوق بشر و در سومین کمیته بود و اختلافات و دیدگاه های گوناگون را آشکار می ساخت. از روی این اختلافات میشد پیش بینی کرد که در تمام طول فرایند نگارش دو پیمان نامه اصلی درباره حقوق بشر، و نیز پس از آن، چه تفاوت دیدگاه های مهمی تنور مباحثات را همچنان گرم نگه می دارند.

 

ادامه دارد...

مهدی

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 13:22 |
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 10:15 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:13 |
صحنه تصادف رو اگه دوست دارین برین توی ادامه مطلب ببینین

مهدی

بای


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:12 |

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:10 |

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:7 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:5 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 9:3 |