تبليغاتX
بچه ها بیایین گپ بزنیم flash suport

 الف) خودکشی روحی:

         در اینجا شخص از لحاظ جسمی و ظاهری کاملا سالم و سرحال است ولی چنان غرق نفسانیات زندگی شده است که یادش رفته چیزی به نام روح در او به کار گذاشته شده و در رابطه با آن وظایفی نیز بر عهده دارد. این گروه بسته به اینکه خودکشی روحی آنها چه نتیجه ای به بار خواهد آورد به دو دسته فرعی تقسیم می شوند:

         ۱- به دسته با کشتن روح خود حیوان می شوند. اینها اجتماع را با جنگل عوضی گرفته اند. این جانوران آدمی صورت در برابر قوی تر از خود، خود را استتار می کنند و وقتی به ضعیف تر از خود می رسند چون پلنگی خون آشام حمله می کنند. اینها بر اثر جهل خویش روح خود را در وجود خود کشته اند. (خودکشی جاهلان)

۲- دسته ای دیگر بر اثر خودکشی گیاه می شوند.

        اینها کسانی هستند که دنیا را طلاق گفته اند و چنین می نمایانند که انسانهایی وارسته و پارسا هستند. آنها اگر یک نگاه کوتاه به بوته درختی که در شیار کوه روئیده است بیندازند توجه خواهند کرد که هیچ تفاوتی بینشان نیست. (خودکشی منزویان)

ب) خودکشی همزمان روحی و جسمی:

        شخص در اینجا دستخوش یک طوفان روحی می گردد و توان تحلیل منطقی و درست حوادث را از دست میدهد و در حالتی شبیه جنون خود را قانع می کند به اینکه تنها راه نجات او این است که به زندگی خود خاتمه بخشد. (خودکشی دیوانگان)

ج) خودکشی جسمی:

        در اینجا شخص چنان جسم و امیال و شهوات جسمانی خود را لگام زده و بر آنها مسلط است که می توان فرض کرد که در واقع جسم خود را کشته است.

        انسان در اینجا از دوگانگی در آمده و یگانه شده است و با همین یگانگی و خلوص در انتظار وصل خداوند است.

منتظر دیدن و شنیدن نظرات شما عزیزان هستم.

مهدی

فعلا

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 8:35 |

        برای ایجاد یک جامعه سالم و کامل و بی عیب چاره ای جز این نیست که افراد از همه حقوق خویش بگذرند و تنها در اندیشه انجام وظایفی که جامعه به آنها محول کرده است باشند. جامعه هم در حد توان توانایی خود امکانات یک زندگی شایسته را برای اجزا فراهم خواهد کرد. به اجتماعی که افراد آن ناگزیرند مستقلا در فکر زندگی و تامین آینده خود و فرزندان خود باشند نمی توان یک جامعه انسانی نام نهاد. این، شیوه زندگی جانوارن در جنگل است و هرگز راه به جایی نخواهد برد. آزادی فردی و حقوق افراد عباراتی است که زبان حال جانوران جنگلها و بیابانها و صحراهاست و در جامعه انسانی کاربردی ندارند. در جامعه انسانی آزادی باید محدود باشد. به قول معروف آزادی تا آنجا مقدس است ه مزاحم آزادی دیگران نشود.

        برای آفرینش جامعه هیچ چاره ای نیست جز اینکه انسان از کلیت خویش بدر آید و جز شدن را بپذیرد. ارزش این امر به حدیست که همه پیامبران و امامان که در این راه گام نهادند از اساسی ترین حق خویش یعنی حق حیات گذشتند و از کشته شدن به خاطر تحصیل الهی و اکثرشان نیز قربانی راه خدا شدند.

        روح انسان چیزی است پاینده و جاوید و قابل معامله نیست و خود انسان هم اگر بخواهد آنرا فدا کند نمی تواند. ( می گویند روحی فداه ولی این تعارفی بیش نیست.)

        چشم پوشی انسان از حقوق حیوانی در هر مقطعی از تاریخ می تواند انجام پذیرد. این امر ربطی به این ندارد که مدیریت جامعه به چه کسانی است. انسان وظیفه دارد که در رابطه با سایر افراد اجتماع، مغلوب وسوسه های شیطانی نشود و بر مطامع حیوانی خویش لگام زند.

        از کلیت خویش بیرون آید و در راه استقرار عدل بین اجزا جامعه بکوشد و همچون امام متقیان حضرت مولا علی (ع) تحمل و صبر و گذشت و فداکاری را در همه عمر مراعات کند به امید روزی که شمار پاکان برای ایجاد جامعه راستین به حد مطلوب خویش برسد.

 

+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه ششم شهریور 1385 و ساعت 8:20 |
بچه ها یه مدتی نبودم.

رفته بودم مسافرت

خیلی دلم براتون تنگ شده بود. ولی حالا اومدم و در خدمتتون هستم.

چشم انتظارتون هستم.

مهدی

فعلا

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:17 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:2 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 11:1 |
وقتی که کشتی گیر خوبی نداشته باشی مجبوری از این کارها هم بکنی خب. به نظر شما مگه ایرادی داره؟

هدف مهمه.

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 10:59 |
بچه ها شما میتونین ملیت این آقارو حدس بزنین احتمالا. نه؟

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 10:56 |
لطفا خانوما بازدید نکنن.

 

مخصوص آقایان.

به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 10:55 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 10:53 |

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه چهارم شهریور 1385 و ساعت 10:51 |